بررسی ژرف‌ساخت اسطوره‌ای تصویر حلزون در مجموعه‌ی آن حلزون آن حلزون محزون (آخرین مجموعه‌ی محمدرضا کلهر)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان

چکیده

نقد اسطوره‌­شناختی که گاهی نقد کهن­‌الگویی هم گفته می­‌شود، توجه خود را بر عناصر عام، تکراری و قراردادی در ادبیات متمرکز می­‌کند، عناصری که نمی­‌توان آن­ها را در چارچوب سنت یا تأثیرات تاریخی توضیح داد. این نوع نقد هر اثر ادبی را به منزله‌ی بخشی از کل ادبیات مطالعه می­‌کند. اصل پایه‌ی این نوع نقد آن است که کهن­‌الگوها ـ تصاویر، شخصیت­‌ها، طرح­‌های روایی و درون­مایه­‌های نوعی و سایر پدیده­‌های نوعی ادبیات ـ در تمامی آثار ادبی حضور دارند و به این ترتیب، شالوده­‌ای را برای مطالعه‌ی ارتباطات متقابل اثر فراهم می­‌آورد. شاعر با انتخاب حلزون به عنوان یک نشانه‌ی زبانی میان خود و حلزون دست به همذات­‌پنداری ­زده و خود را با حلزون در یک یگانه­‌انگاری استعاری در جوهر شعرش یگانه ساخته است. او با انتخاب حلزون که  با هستی او یگانه شده، تصاویر گوناگونی در شعر خلق کرده که خواننده را به ژرفای متن می­‌کشاند. از سوی دیگر او با برگزیدن لحنی روایی حلزون را همانند یک شخصیت داستانی در شعرش تصویر کرده و سبب شده تا خواننده در شط زمان شناور شود. لحن روایی موجب شده که حلزون همانند یک شخصیت داستانی عرصه‌ی شعر شاعر را درنوردد و افق متن را به سوی خوانشی فراواقعیت و اسطوره­‌ای بگشاید. به این دلیل در این اثر حلزون به عنوان نشانه­‌ای از خود شاعر نقد کهن­‌الگویی شده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Mythical Deep Structure of the Image of Snail in The Snail, The Plaintive Snail (The Last Poetry Collection of Mohammad Reza Kalhor)

نویسنده [English]

  • Nasrin Ali Akbari
چکیده [English]

As called archetypal criticism interchangeably, mythological criticism focuses on the common, recurrent, and conventional elements in literature that cannot be explained in terms of tradition or historical influences. This kind of criticism studies every literary work as a part of the whole of literature. According to this type of criticism, the archetypes – including images, characters, plot, and theme – are present in all literary works; thus, providing a ground for studying the mutual interactions of the works. By choosing the snail as a linguistic sign, the poet identifies with snails; therefore, they are both unified within a metaphorical monism as the essence of his poetry. By choosing the snail as unified with his being, the poet creates diverse images in his poetry that draw the reader into the depths of text. On the other hand, he describes the snail in his poetry with a narrative tone like a fictional character and makes the reader undecided. The tone of the narrative puts the snail as a fictional character that transcends the poet's work and opens the horizon of the text into a hyperreal and mythical reading. For this reason, the snail as a sign of the poet himself makes this work a proper subject to the archetypal criticism.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Myth
  • Deep Structure
  • Identification
  • Poet
  • Snail
  • Mohammad Reza Kalhor
  • Behistun