کارکرد بن مایه های مشترک اسطوره ای در یک روایت عامّۀ کُردی و پاره‌روایتی از رمان کلیدر

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

چکیده

اسطوره­ها بیانگر آمال، هراس و آرزوهای بشری­اند. متن­های ادبی و عامّه در ژرف­ساخت اندیشگی خود از بن­مایه­ها و مفاهیم اسطوره­ای گریزی ندارند. اسطوره­ها با کارکرد روایی خود، بن­مایه­ها و تصاویر کهن­الگویی آدمی را در بافت­های گونه­گون روایت­های کلاسیک و عامّه آشکار می­کنند. پاره­روایت دیدار و وصال مارال و گل­محمد که این بررسی  به آن می­پردازد، یکی از اساسی­ترین بخش­های رمان کلیدر است. روایت عامّه و کردیِ «محمودخان بالک و خاتون پریزاد» نیز از جمله روایت­های برجسته و مشهور در فرهنگ عامّۀ کردی است. مسألۀ­ این پژوهش کارکرد بن­مایه­های مشترک اسطوره­ای است که پاره­روایت و روایت عامّۀ پیش­گفته را ساختار­بندی می­کنند. نوشتار حاضر بر اساس رهیافت اسطوره­شناسی به متن­های یادشده می­نگرد و با روشی­ توصیفی و تحلیلی­، با هدف تبیین پیوندهای اسطوره­ای و اندیشگی در دو روایت یادشده به واکاوی بن­مایه­های اسطوره­ای این دو روایت خواهد پرداخت. هر دو روایت بر بنیان عناصر روایی چون زن، آب، چشمه، گیاه، ماه و حیوان حرکت داستانی و روایی خود را پیش می­برند. این عناصر، بن­مایه­های کهن­الگویی چون زندگی، تسلسل حیات، سحر و جادو، هراسناکی کهن­الگوی آنیما و مهار سایه را در هر دو روایت نمایان می­کنند و آن­ها را رنگ اسطوره­ای می­بخشند. بر اساس بن­مایه­های مشترک اسطوره­ای  که بافت زبانی و ساختار روایی این دو روایت را نظام­بندی می­کنند؛ می­توان بدین نتیجه رسید که رمان کلیدر سوای سویه‌های دیگر بینامتنی، از فرهنگ عامّۀ کردی و بن­مایه­های اسطوره­ای و کهن­ الگویی آن نیز تأثیر پذیرفته است و بر این اساس نویسندۀ کلیدر زیستی دوباره را در افق اندیشگی مردم و فرهنگ کردی تجربه کرده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Function of Common Mythological Motifs in a Kurdish Folk Narrative and an Excerpt from Klidar

نویسنده [English]

  • Hadi Dehghani Yazdeli
Assistant Professor of Department of Persian Language and Literature, Farhangian University, Tehran, Iran
چکیده [English]

Myths express human aspirations and fears. Literary and folk texts in the depth of their thinking do not shy away from mythical themes. Myths, through their narrative function, reveal the themes of human archetype in the various contexts narratives. The narrative of the meeting and marriage of Maral and Golmohammad that this study deals with is one of the most basic parts of Kalidar. The folkloric and Kurdish narration of "Mahmoud Khan Balek and Khatun Parizad" is also one of the prominent and famous narrations in Kurdish folk culture. The problem of this research is the function of the common themes of myths that structure the above-mentioned folk narrative and excerpt. The present article looks at the mentioned texts based on the mythological approach and with a descriptive and analytical method, with the aim of explaining the mythological and thoughtful connections in the two mentioned narratives. Both narrations advance their narrative movement based on elements such as woman, water, spring, plant, moon and animal. These narrative elements demonstrate the archetypal themes such as life, life cycle, magic, horror of anime archetype and shadow control in both narratives. Based on common mythological and archetypal principles that systematize the two linguistic context and narrative structure. It is argued that the novel Kalidar, in addition to other aspects of intertextuality, is also influenced by Kurdish folk culture and its mythological and archetypal themes. The author of Kalidar has experienced again living in the horizons of Kurdish people thinking and their culture.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Myth
  • Kurdish
  • klidar
  • folk narrative
  • archetype